من و عشقم
سه شنبه اومده بود البته دیر اومد اما اومد اینقدر ناز شده بود که نگو دوست داشتم خیلی خسته بود.خسته گی رو از توی چشماش می تونستم بخونم. عشقم خیلی دوستت دارم بدون تو نمیتونم باشم . دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم... امروز سوار تاکسی شدم دوتا خانم سن دار هم بودن که داشتن با هم صحبت میکردن. حرفاشون خیلی جالب بود.درباره ی عروساشون حرف میزدن. یکیشون میگفت :خبر نداری عروس من چیه ... اون یکی وای حالا عروس منو ببینی چی.... پسر بزرگ کردم عین دسته گل بعد دادم دست عروسم حیف حیف کاش دستم میشکست باید انتظار بکشم پسرمو ببینم. ارزو به دلم مون پسرمو ببینم نوه ام که هیچی دلم براش میره.نشسته وره دله مامانش نمی گه منم میخوام ببینمشون. وکلی... یکدفعه به خودم فکر کردم نکنه مامان شوهری درباره ی من اینجوری فکر کنه؟ زنگ زدم به مامان شوهری .کلی حال و احوال کردیم با هم و بهم گقت چرا یه سر نمیزنی به ما من و بابا دلمون برات تنگ شده عذر خواهی کردم و گفتم مییام خدمتتون. زنگ زدم به اقای خونه گفتم همین الان باید بیای منو ببری خونه پیشه مامان. اینجوری شد اومد عشق نازنینم (خوشحالم بودم که اومد اما به روی خودم نیاوردم)گفتم چرا به من نمی گی بیام مامان بابا رو ببینم گفت ببخشید. خیلی خوشحال شدن الهی فداشون کاش بیشتر وقت داشتم بیشتر میرفتم پیششون. داشتیم بر می گشتیم ماجرا رو براش تعریف کردم کلی خندید و گفتم چرا دلت تنگ شده بود پس خدا جونم نکنه منم اینجوری بشم... در حسرت یک لحظه دیدنت بودم وقتی با هم تلفنی صحبت می کردیم دوست داشتم بهت بگم بیا اما میدونستم که نمیتونی بیای ... جمعه ها هم که خونه ای و پیش پدر و مادر عزیزت. ببخش منو که نتونستم بیام این هفته بهشون سر بزنم اما تلفنی و همونطور از خودت جویای احوالشون شدم. ممنونم که امشب برای چند لحظه اومدی دیدمت.انگار دنیا رو بهم داده بودن. عزیزم ناراحت نشو که اینقدر میگم بیا ببینمت دست خودم نیست دلم برات تنگ میشه زود زود بیا که دلم تنگ نشه مثلا فردا منتظرت نشستم تا بیای امروز چرا نیومدی؟من از صبح منتظرت بودم که بیای و ببینمت. کاش همیشه کنارم بودی و هیچوقت نمی رفتی برات ناهار درست کرده بودم الویه که خیلی دوست داری اما... مهم نیست نیومدی هم اینه که خوب و خوش باشی .همین برای من کافیه. ترافیک بود و شلوغ و منم برای خودم توی هوای سرد اروم اروم میومدم . با گوشی در کیف و بی خیال از همه چیز.نزدیکای خونه بودم که به بهانه ی دیدن ساعت رفتم سراغ گوشی دیدم به به چقدر زنگ زده و اس ام اس فرستاده اس ام اس اخر این بود امدم تو نبودی...امد و من نبودم. این همه انتظار بکش لحظه ها و ثانیه ها و...بشمار برای دیدنش بعد اینجوری با ناامیدی تمام اومدم خونه...عطر عشقم تمام فضای اتاق پرشده بود و من بیشتر ناراحت از نبودش. در این حال و هوابودم که زنگ زد.با ناراحتی جوابشو دادم و گفتم چرا نگفته بودی میای؟ گفت:یکدفعه سرم خلوت شد گفتم بیام پیشت لااقل میومدی دنبالم ...گفت :می خواستم اومدی خونه سورپرایز بشی. خیلی شدم گفت : غصه نخور می یام الان فقط زود باید برم قبول؟ گفتم : اومد شاید بودنش ۵ دقیقه هم طول نکشید اما اومد مهم بود که دیدمش اما دلم می خواست بیشتر پیشم باشه .حرفی نمی تونستم بزنم چون قول داده بودم. دوست دارم فریاد بزنم که عزیزه دلم خیلی دوست دارم عاشقانه ...هرچی بیشتر میبینمت بیشتر عاشق و شیفته ات میشم. بیا امروز که دلم بی قرار دیدنته ... هزارا افرین بر می سرخ باد که از روی من رنگ زردی ببرد فال حافظ گرفتم برای خودم و عشقم این دوبیت اولش بود.حافظم فهمید نگرانم چه میشه کرد زندگی همینه پر از مشکلات بزرگ و کوچک. عشقم دیروز ظهر دیدمش و قرار بود بیشتر بمونه تا حدوده ساعت ۳ اما چون من کار داشتم ۱:۳۰ رفت میبینید شانس همین که اقای خونه هست من کار دارم. اما بهم قول داد شبم بیاد و ببینمش وای الهی اینقدر خسته بود که نگو خستگی از چشماش میبارید با این حال اومد نمیدونم چی شده بود سابقه نداشت در روز چند بار بیاد. تا ۱۲:۳۰ شب با هم بودیم بعد رفت. وقتی زیاد میاد ببینمش نگران میشم نکنه اتفاقی افتاده و قرار دیگه کمتر ببینمش وقتی کمتر میبینمش نگرانم نکنه اتفاقی افتاده باشه. در هم حال نگران هستم. امروزم بیا که چشمام منتظر دیدن روی ماه تو عزیزم. میدونم که هم تو دلت می خواد هم من. یا امام رضا میدونی که مشکلات زیاده و تاب و تحمل کم... خدایا به حق اقا امام رضا کمکمون کن .تنهامون نزار خدایا خودت میدونی جز تو کسی رو نداریم و جز تو از کسی کمک نمی خوایم. خودت کمکمون کن. دیروز عصر بود که اومد و دیدمش مثل همیشه ناز و معصوم بود عیدتون مبارک امیدوارم که خوب باشی و راحت خوابیده باشی. امروز منتظرتم که بیای و ببینمت و دلم از این همه دلتنگی باز بشه. دیروز ظهر که دیدمت با اینکه خیلی کوتاه بود اما خیلی دلنشین بود زیباترین لحظه ی زندگیم دیدن روی ماه توست ...خدایا اجازه بده بتونم بیشتر ببینمش. هر گاه سر به آسمان بلند میکنم ستاره ی تو به من چشمک میزند باید فردا به تو برسم تا فردا رنگ ترانه بگیرد. به نام خالق زیبایی ها سلام امیدوارم که بتونم توی این وبلاگ خاطرات خوب و شاد زندگیمون را ثبت کنم و همیشه به یادم باشه. با ارزوی موفقیت برای شما .
وای خدا خودت مواظبش باش.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

و گفت چی شده؟گفتم هیچی فقط بیا![]()
![]()


![]()

![]()
![]()
![]()
امروز تمام مدت خونه ام ببینم بیا.![]()
![]()
این روزها بد نبود.عشقم بود پیشم بجز دیروز چهار شنبه
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت
8:52 توسط یه خانم عاشق| |
سلام به دوستای گل و نازنینم و همینطور سلام به همراه زندگیشون (مخصوص بود این سلام)
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت
8:29 توسط یه خانم عاشق| |
چهار شنبه و پنجشنبه به انتظار گذشت و ندیدمت.
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت
8:31 توسط یه خانم عاشق| |
سلام عشقم
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت
1:41 توسط یه خانم عاشق| |
امروز عصر کلاس داشتم.قرار نبود عصر بیاد خونه پیشم.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت
8:30 توسط یه خانم عاشق| |
مرا می دگر باره از دست برد به من باز بنمود می دستبرد
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت
7:33 توسط یه خانم عاشق| |
ای کاش امروز با هم به زیارت اقا میرفتیم.
نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت
6:57 توسط یه خانم عاشق| |
سلام عشقم
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت
6:4 توسط یه خانم عاشق| |
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت
1:42 توسط یه خانم عاشق| |






