تبليغاتX
زندگی ما - ما
زندگی ما

من و عشقم











سلام دوستای گلم

به نظر شما کار اینقدر مهمه؟

خیلی وقته که فقط علی رو برای چند دقیقه میبینیم در هفته باورتون میشه؟ مایی که نمیتونستیم یه روز همدیگرو نبینیم. حتی گاهی میشد علی ساعت ۱۲:۳۰ شب میومد و۱نیمه شب میرفت در حالی فردا صبحش باید ۴ صبح بیدار میشد که تا ۶ سرکارش باشه

کلی با هم تلفنی صحبت میکردیم اس ام اس اما حالا؟؟؟؟

دیگه دلم تنگ شده چقدر میتونم تحمل کنم... اما علی اینو نمیتونه بفهمه یا خودشو میزنه ....

گاهی اس ام اس میده که اگه نده سنگین تره جوری که میفهمی نباید مزاحمش میشدی.

مثلا اخرین باری که با هم صحبت کردیم

علی:سلام عزیز دلم             نسیم:سلام 

علی : خوبی خانم گل و خوشگلم دلم برات یه ذره شده اما خوب چی کار کنم کار دارم.

نسیم:تو خوبی؟ مزاحمت نمیشم به کارت برس

علی: دارم یه کارایی میکنم حالا بعدا شما ها رو در جریان میزارم. مراقب خودت باش عشق علی

نسیم : خدانگهدارت

الان نزدیکه یک ماهه اینجوری شده ؟ تا کی باید صبر کنم.

بعدشم من یه نفرم شما ها دیگه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وای خدا گاهی اوقات یه کارایی میکنه که میخوام خفش کنم.

ولی ته قلبم هنوز دوسش دارم و هر لحظه منتظرم که بیاد و ببینمش.

امروز صبح قرار بود بیاد منم با هزار دردسر زود از خواب بیدار شدم خوشگل و.... ولی نیومد زنگ زدم میگم کجایی میگه چطور؟

میگم هیچی همینجوری میخواستم بدونم ... به کل یادش رفته بود منم به روش نیاوردم.

الانم با حرص دارم براتون مینویسم ببخشید که یکم لحنم بد شده دست خودم نیست اعصابم یکم خراب شده

فرصت کردید دعامون کنید

خدایا عشقم هرجا که هست خودت مراقبش و به خودت سپردمش.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 8:43 توسط یه خانم عاشق| |